جنگ و جانشینی، دو بحران همزمان
منبع تصویر، NurPhoto via Getty Images
- نویسنده, داریوش کریمی
- شغل, بیبیسی
- زمان مطالعه: ۴ دقیقه
سالها بود که تحلیلگران اوضاع سیاسی ایران بزنگاه جانشینی را به عنوان یک لحظه سرنوشتساز در جمهوری اسلامی بیان میکردند. آنها اغلب بحران جانشینی را به عنوان لحظهای ارزیابی میکردند که پس از آن جمهوری اسلامی دیگر نظام پیشین نخواهد بود، حتی اگر تلاش کند شکل و شمایل خود را حفظ کند.
این دیدگاه بر این درک از سازوکار جمهوری اسلامی استوار بود که علی خامنهای «خیمه نظام است» و بدون او جمهوری اسلامی دیگر آن چیزی نخواهد بود که تاکنون بوده است. این تلقی چندان هم بیاساس نبود. در نظامهایی که یک فرد در راس امور تصیمهایی نهایی را میگیرد فقدان او برای ارکان آن نظام چون زلزله است.
کیست که با مطالعه گفتههای دولتمردان جمهوری اسلامی در سالهای اخیر نداند که آیتالله خامنهای نه تنها تصمیمهای اساسی را میگرفت بلکه حتی در جزئیاتی چون اردوهای دانشآموزان نیز دخالت میکرد. حالا با فقدان او بحران جانشینی با یک بحران دیگر همزمان شده، با جنگی که از سختترین ضربه به آن یعنی از میان رفتن رهبر جمهوری اسلامی شروع شد. این آغاز تلاقی دو بحران بود، جنگ و جانشینی.
از نگاه تحلیلگران اوضاع ایران، این تلاقی بیدلیل نیست. به نظر میرسد هدف دو دولت متحد در حملات، آمریکا و اسراییل، همین بوده باشد. ایجاد شرایط جنگی که در آن جمهوری اسلامی پس از حذف رهبرش نتواند سازوکار معمول خود را ادامه دهد.
اما تا این مرحله نهادهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی توانستهاند در شرایط فقدان علی خامنهای به حملات آمریکا و اسرائیل در حد توان خود پاسخ دهند. اینجاست که پیچیدگیهای نظام اسلامی أشکار میشود.
علی خامنهای در عین آنکه در راس یک نظام اقتدارگرای فردی قرار داشت نهادهایی ایجاد کرد و بسط داد که در نبود او تا این لحظه تابآوری نشان دادهاند. عدم تمرکز و موازی کاری که سالها مایه ناکارآمدی جمهوری اسلامی در شماری از حیطههای نظامی و سیاسی بود اکنون به کمک آن آمده است.
آیا این تابآوری دستگاه جمهوری اسلامی مانع از آن خواهد شد که دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو به هدف خود برسند و با ایجاد دو بحران همزمان برای این نظام نتیجه دلخواه خود را به دست بیاورند؟
پاسخ به این سوال دشوار است اما از شواهد پیداست که رسیدن به این هدف بستگی به شدت و طول عملیاتی دارد که تا همین حالا توانسته بخش مهمی از توان امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی و چهرههای کارساز آن را از میان بردارد.
آیا آمریکا و اسرائیل با این حد از شدت و وسعت به حملات خود ادامه خواهند داد؟ هنوز مشخص نیست.
جنگها ممکن است فراتر از اهداف اولیه بازیگران آن بروند. در ابتدا به نظر میرسید دونالد ترامپ به تغییر رفتار جمهوری اسلامی راضی باشد اما پس از حمله ایران به سفارت آمریکا در عربستان او گفته این حمله را تلافی خواهد کرد.
با این حال، هنوز هم به رغم گفتههای متفاوت و گاه ضد و نقیض، به نظر نمیرسد دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، امکان کنار آمدن با شماری از سران جمهوری اسلامی را منتفی بداند، مشروط به آن که به خواستهای آمریکا تن دهند.
از سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو مردم ایران را ترغیب میکند از آنچه که فرصت استثنایی مینامد استفاده کنند و رژیم اسلامی را براندازند.
دونالد ترامپ در شروع حملات به مردم ایران پیام داد که «در پناهگاه بمانند و زمانی که آمریکا و اسرائیل جنگ را تمام میکنند، حکومت را به چنگ آورند.». حال آنکه آقای نتانیاهو از مردم ایران خواسته در روزهایی که جنگ در جریان است، به گفته او «سرنوشت خود را در دست بگیرند».
این اظهارات بنیامین نتانیاهو نشان میدهد که او ممکن است با سناریویی که گاه در گفتههای دونالد ترامپ دیده میشود موافق نباشد.
تفاوت میان آقای نتانیاهو و دولت آمریکا وقتی بیشتر آشکار میشود که به گفتههای بعضی از اعضای تیم دونالد ترامپ توجه کنیم.
پیتر هگست وزیر دفاع آمریکا در تازهترین اظهاراتش گفت جنگ با ایران برای برقرای دمکراسی نیست. جیدی ونس معاون رییسجمهور هم مرتب نسبت به جنگهای طولانی هشدار داده، جنگهایی که در میان طرفداران آقای ترامپ مخالفت جدی میانگیزد.
به این شرایط باید کاهش محبوبیت آقای ترامپ در آمریکا را هم افزود. تازهترین نظرسنجیها حاکی است که از هر چهار آمریکایی تنها یک نفر با حملات رئیس جمهور آمریکا به ایران موافق است و این رقم در شرایطی که انتخابات میاندورهای چندان دور نیست با رقم دلخواه او فاصله زیادی دارد.
اگر سران نظامی جمهوری اسلامی این تفاوتها را به خوبی رصد کنند مایه تعجب نخواهد بود، چرا که ممکن است در سرنوشت جنگ و سرنوشت آنان موثر واقع شود.
چنانچه رئیسجمهور آمریکا به دلایل مختلف، از نشانههایی از تمایل ایران برای ختم جنگ تا فشار متحدان عرب خود در منطقه، به این نتیجه برسد که زمان آن رسیده تا عملیات علیه ایران را خاتمه دهد به احتمال زیاد چنین خواهد کرد. او نشان داده به جنگهای کوتاهمدت و زود بازده تمایل دارد، نتیجهای که ممکن است برای بنیامین نتانیاهو خوشایند نباشد.
آیا در روزهای آینده شاهد متمایل شدن ترامپ به خاتمه جنگ خواهیم بود یا افزایش کشتهشدگان آمریکایی عزم او برای ادامه جنگ را شدت میبخشد؟
او اخیرا گفت که شاید دیگر «برای حرف زدن با ایران دیر شده باشد» و افزود «بدترین حالت این است که کسی روی کار بیاید که به بدی فرد قبلی باشد». شاید یکی از عوامل تعیینکننده در این که ترامپ به کدام سو متمایل شود را باید در پیامهایی جست که احتمالا از داخل دستگاه پیچیده و چند لایه نظام جمهوری اسلامی دریافت خواهد کرد.
مهمترین خبرها
گزارش و تحلیل
مطالب پرخواننده
محتوا در دسترس نیست