سکس، پول و شبکههای اجتماعی: صلاحیت نامزد معاون رئیسجمهوری آمریکا چطور بررسی میشود؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, جود شیرین
- شغل, بیبیسی، واشنگتن
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
کامالا هریس، نامزد دموکراتها برای ریاست جمهوری، در جستوجوی کسی به عنوان معاونش در کارزار انتخاباتی امسال است.
بد نیست نگاهی بیندازیم به وضعیت کسانی که نامشان برای این موقعیت مطرح است. آنها این روزها در حال طی روندی هستند که یکی از شرکتکنندگان پیشین، آن را به «کولونوسکوپی با استفاده از تلسکوپ» تشبیه میکند.
آیا تا به حال پولی برای سکس پرداخت کردهاید؟
آیا تا به حال پولی برای سقط جنین پرداخت کردهاید؟
آیا تا به حال رابطه همجنسگرایانه داشتهاید؟
این تنها بخشی از سؤالهای پرسشنامههایی است که در بررسی صلاحیت نامزدهای معاونت ریاست جمهوری آمریکا در دورههای پیشین، مطرح شدهاند.
کسانی که به شکل بالقوه این بخت را دارند که به عنوان نامزد معاونت ریاست جمهوری معرفی شوند، ابتدا باید به حدود ۲۰۰ سوال پاسخ بدهند تا اصولا بررسی جدی صلاحیت آنها آغاز شود.
کار بررسی صلاحیتها در درون احزاب بر عهده مقامهای ستاد انتخاباتی نامزد و وکلایی است که با هدف شبکهسازی و پرستیژکاری، داوطلبانه این کار را انجام میدهند. آنها معمولا حدود یک ماه فرصت دارند تا نقطه منفی احتمالی را در کارنامه این نامزدها پیدا کنند.
با توجه به اینکه مهلت ارسال مدارک نزدیک است، ستاد انتخاباتی هریس تنها چند روز فرصت دارد تا نامزد مورد نظر او را انتخاب کند. معاون رئیسجمهور آمریکا که خود نیز چهار سال پیش این روند را طی کرده، در حال ارزیابی حدود ۱۲ نامزد است که در میان آنها، نامهای جاش شپیرو، فرماندار پنسیلوانیا و مارک کلی سناتور ایالت آریزونا هم به چشم میخورند.
این هفته پیت بودجج که او نیز نامش در میان نامزدهای احتمالی قرار دارد، در برابر این پرسش که آیا خود این افراد میدانند که صلاحیتشان در حال بررسی است، با لبخند پاسخ مثبت داد.
آنچه که این روند بررسی صلاحیت را به ویژه چالشبرانگیز میکند این است که برخلاف انتخاب اعضای کابینه، افبیآی سابقه نامزدهای احتمالی را بررسی نمیکند.
بررسیکنندگان صلاحیت نامزدها، جزئیات اظهارنامههای مالیاتی و سوابق پزشکی نامزدها را میکاوند. ممکن است به حسابهای خصوصی نامزدها در شبکههای اجتماعی سر بزنند. آنها همچنین پستهای شبکههای اجتماعی فرزندان و حتی نوههای نامزدهای بالقوه را بررسی میکنند.
کمترین زمزمهها از احتمال خیانت در روابط زناشویی یا هر ریگ دیگری که ممکن است به کفش طرف باشد، بهدقت تجزیه و تحلیل میشوند.
آنها تکتک کلماتی را که نامزدها احتمالی بیان کردهاند یا نوشتهاند بررسی میکنند.

منبع تصویر، Getty Images
جیم همیلتون، وکیل دموکرات، که معاونان احتمالی را برای جان کری، باراک اوباما و هیلاری کلینتون ارزیابی کرده، به بیبیسی گفت که یادداشتهای این فرآیند پس از اتمام، به دلیل محرمانه بودن این روند، نابود میشوند.
او بر کار بیش از ۲۰۰ وکیل نظارت میکرد که وظیفه پیدا کردن معاون خانم کلینتون را بر عهده داشتند؛ گروهی که در نهایت تیم کین، سناتور ایالت ویرجینیا را برای نامزدی معاونت ریاست جمهوری هیلاری کلینتون، انتخاب کرد.
آقای همیلتون گفت: «همه در گذشتهشان چیزی دارند که ترجیح میدهند درباره آن صحبت نکنند. اما شما تعجب میکنید که وقتی آدمها به این روند متعهد میشوند، چقدر در پاسخ به سوالات از خود صداقت نشان میدهند.»
ایون بای، یکی از فینالیستها برای انتخاب به عنوان معاون باراک اوباما در سال ۲۰۰۸، به یاد میآورد که این فرآیند نزدیک به سه ماه طول کشید و به توصیف او به «کولونوسکوپی با استفاده از تلسکوپ» میماند.
سناتور و فرماندار سابق ایندیانا به بیبیسی گفت: «یک تیم کامل را به من اختصاص داده بودند: یک حسابدار، یک وکیل، یک پزشک. آنها با همسرم صحبت کردند، با پدرم صحبت کردند.»
آقای بای میگوید که خیلی زود، چندین گروه گزارشگران تلویزیونی در برابر خانهاش در واشنگتن دیسی، اتراق کردند. به یاد میآورد که چگونه یک روز صبح هنگام صبحانه خوردن با تلویزیون روشن، شوکه شد وقتی که شنید یک مجری «اماسانبیسی» گفت: «ماست و گرانولای سناتور بسیار خوشمزه به نظر میرسد.»
یک روز رئیس تیم بررسی صلاحیت با آقای بای تماس گرفت تا درباره یک شایعه نادرست اینترنتی مبنی بر اینکه او یک بار تحت درمان روانپزشکی قرار گرفته بود، بپرسد. آقای بای به یاد میآورد که با شوخی گفت: «نه، درست نیست. اما اگر شماها عجله نکنید و تصمیمی نگیرید، ممکن است درست بشود.»
فهرستی از نامهای ۲۰ نامزد در جریان این بررسیها کنار گذاشته شد. آقای بای میگوید در نهایت فقط او و جو بایدن که در آن زمان سناتور ایالت دلاور بود، باقی ماندند.
او به یاد میآورد که در ماه اوت همان سال «بسیار مخفیانه» به سنت لوئیس، در ایالت میزوری، پرواز کرد تا در هتلی با رئیسجمهور آینده ملاقات کند. آنها حدود سه ساعت صحبت کردند.
آقای بای به یاد میآورد: «یک دسته، نزدیک به یک متر، از مدارک و نوشتهها وجود داشت که او [آقای اوباما] به آن اشاره کرد و گفت،«من همه گزارشها درباره شما را بررسی کردهام و هیچ چیزی درشان نیست که من را نگران کند.» او گفت: «اما اگر چیزی وجود دارد که تیم ما کشف نکرده است، باید الان به من بگویید چون در نهایت فاش خواهد شد.» و من گفتم: «کار تیم شما خیلی دقیق بود، اما احتمالاً دو یا سه چیز هست که باید به شما بگویم.» و گفتم. به من نگاهی کرد و گفت: «همین؟» و من گفتم: «بله، همین.» و او گفت: «خب، خیلی زندگی نکردید، نه؟»»
آقای بای در مصاحبه با بیبیسی نگفت که چه چیزهایی را برای آقای اوباما افشا کرده است. او تنها گفت که آنچه بیان کرده، موضوعاتی خانوادگی بودند.
در نهایت آقای بایدن در این رقابت موفق شد. دیوید پلوف، رئیس ستاد انتخاباتی اوباما بعداً از قول رئیسجمهور گفت که انتخاب نهایی بین این دو نفر «مانند شیر یا خط» بود.
گاهی اوقات یک بررسیکننده میتواند سوالی بپرسد که هیچکس دیگری به آن فکر نکرده است تا بتواند یک نکته احتمالی مهم را آشکار کند؛ نکتهای که چه بسا حتی موجب رد صلاحیت شخص هم نشود.
گری گینزبرگ که در ستاد انتخاباتی کلینتون در سال ۹۲ کار میکرد، به بیبیسی گفت که وقتی از الگور پرسیده شد که آیا دوست و رفیقی دارد یا نه، زبانش بند آمد.
آقای گور که در آن زمان سناتور ایالت تنسی بود، حالت ناراحتی پیدا کرد. وقتی او تحت فشار قرار گرفت، نتوانست نام کسی را به جز باجناق و دو تن از نمایندگان کنگره به زبان بیاورد. فقدان ارتباطات اجتماعی آقای گور از نظر یکی از مقامهای ستاد انتخاباتی بیل کلینتون، نکتهای منفی بود.
با این حال، او از میان یک لیست طولانی ۵۰ نفره به عنوان نامزد معاونت ریاست جمهوری انتخاب شد. آنها برنده شدند. اما آقای گور در ادامه همواره با مشکل کمبود مقبولیت مردمی در نظرسنجیها، دست و پنجه نرم میکرد.
قبلا، روند بررسی صلاحیتها به شکل قابل توجهی غیررسمی و کمتر تهاجمی بود، چرا که پرسیدن سوالات شخصی از یک سناتور یا فرماندار، بیادبانه تلقی میشد.
دو انتخاب فاجعهبار، کل این روند را برای همیشه متحول کرد.
در سال ۱۹۷۲، جرج مکگاورن نامزد ریاست جمهوری از حزب دموکرات، نامزد معاون خود را پس از تنها ۱۸ روز کنار گذاشت. او توماس ایگلتون، سناتور ایالت میزوری را بر اساس یک مکالمه تلفنی دو دقیقهای و بدون بررسی کارنامه و گذشتهاش انتخاب کرده بود.
بعد از اعلام نام توماس ایگلتون به عنوان نامزد معاونت ریاست جمهوری، تقریباً بلافاصله رسانهها گزارش دادند که او یک دهه پیش، به دلیل افسردگی بالینی، شوک درمانی شده است.
مشاوران نیکسون از خبرنگاران میپرسیدند: «چگونه میتوان به مکگاورن اعتماد کرد، وقتی که او یک دیوانه را به عنوان معاون انتخاب کرده؟»
در انتخابات نوامبر آن سال، رئیسجمهور جمهوریخواه، رقیب دموکرات خود را با خاک یکسان کرد.
وقتی حزب دموکرات در سال ۱۹۸۴ بار دیگر با یک رسوایی خجالتبار روبهرو شد، بررسیکنندگان صلاحیت نامزدهای معاونت، دامنه تحقیقاتشان را گستردهتر کردند تا با دقت بیشتری اعضای خانواده نامزد احتمالی را نیز بررسی کنند.
والتر ماندیل، نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاستجمهوری آن سال، به کسی نیاز داشت که بتواند کل بازی را عوض کند. او جرالدین فرارو را به عنوان نامزد معاون رئیسجمهور انتخاب کرد؛ نخستین زنی که در تاریخ آمریکا از سوی یک حزب بزرگ در یک رایگیری ملی نامش بر روی برگه رای قرار میگرفت.
اما افشاگریها درباره معاملات مالی همسر خانم فرارو، که یک ساختمانساز بود، کارزار انتخاباتی آنها را به بنبست کشاند.
رونالد ریگان در یک پیروزی قاطع در ۴۹ ایالت از ۵۰ ایالت آمریکا، برای دومین دوره به عنوان رئیسجمهور برگزیده شد.

منبع تصویر، Getty Images
گاهی یک نامزد احتمالی برای معاونت ریاستجمهوری در آزمون میدرخشد، اما در صحنه واقعی دنیای سیاست، از هم میپاشد. در سال ۲۰۰۸، ستاد جان مککین، نامزد حزب جمهوریخواه برای انتخابات ریاست جمهوری، تنها ۷۲ ساعت وقت داشت تا صلاحیت سارا پیلین را بررسی کند.
مشاوران ستاد، از فرماندار ۴۴ ساله آلاسکا پرسیدند که در یک بحران ملی، اگر رئیسجمهور به شکل موقت و به دلیل جراحی نتواند اداره امور را در دست داشته باشد، او چه کار خواهد کرد؟
در سناریویی که برای خانم پلین شرح داده شد، درست در زمانی که او به شکل موقت مقام ریاست جمهوری را در دست دارد، گزارشی به دستش میرسد مبنی بر اینکه نیروهای آمریکایی، محل دقیق اسامه بن لادن را پیدا کردهاند.
بر اساس سناریو، هواپیمایی آماده است تا اسامه بن لادن، رهبر القاعده را بکشد. اما اگر شلیک کند، چندین غیرنظامی نیز کشته خواهند شد. بررسیکننده صلاحیت خانم پلین از او پرسید: «آیا اجازه شلیک را صادر میکنی؟»
سارا پلین در پاسخ گفت: «بله. اجازه شلیک را صادر میکنم، چون من رئیسجمهور ایالات متحده هستم، و این هم دشمن اصلی ماست که جان بیش از سه هزار آمریکایی را گرفته است. و سپس زانو میزنم و برای ارواح آن بیگناهانی که جانشان را گرفتهام، طلب آمرزش میکنم.»
بررسیکنندگان صلاحیت سارا پلین، بسیار تحت تأثیر این پاسخ او قرار گرفتند.
اما پس از معرفی او به عنوان نامزد معاونت ریاست جمهوری، خانم پیلین نتوانست حتی به سوال ساده یک خبرنگار درباره اینکه چه روزنامههایی را میخواند پاسخ بدهد. او خیلی زود به عنوان گافپرانی شناخته شد که برای عالیترین سطح سیاست کشور، آماده نیست.
حتی وقتی روند بررسی صلاحیتها با دقت بیشتری انجام میشود، تصمیم نهایی همیشه بر عهده نامزد است.
جرج بوش پدر - یکی از ۱۵ معاون رئیسجمهور آمریکا که خود در نهایت رئیسجمهور شد - وقتی در انتخابات سال ۱۹۸۸، سناتور ناشناخته ایالت ایندیانا، به نام دن کویل را به عنوان معاون رئیسجمهور برگزید، به حس خود تکیه کرد.
اگرچه آنها پیروز شدند، اما آنگونه که در کتاب «نفر اول در صف» نوشته کیت اندرسون بروئر آمده، در جریان انتخابات آن سال، آقای کویل ۴۱ ساله، به طور گسترده به عنوان یک بار اضافی برای مبارزه انتخاباتی آقای بوش تلقی میشد، تا اینکه سرمایهای برای ستادش باشد.
یک خبرنگار در جریان یکی از پروازهای انتخاباتی آن سال، از دن کویل پرسید که کتاب مورد علاقهاش که آن را مطالعه کرده، چیست؟ نامزد معاونت ریاستجمهوری به همسرش، مارلین، نگاه کرد و پرسید: «کتاب مورد علاقه من که آن را خواندهام چیست؟»؛ کاری که موجب شد یکی از مشاوران سیاسی ستاد که در همان نزدیکی بود، شوکه شود.


































