عکاس جاپانی که دهه‌ها زندگی در صف اعدام را مستندسازی کرد

    • نویسنده, سوامیناتان ناتاراجان
    • شغل, سرویس جهانی بی‌بی‌سی
  • زمان مطالعه: ۷ دقیقه

هشدار: این گزارش حاوی جزئیاتی است که ممکن است برای برخی خوانندگان آزاردهنده باشد.

در دهه‌ ۱۹۹۰، توشی کازاما، عکاس متولد توکیو به‌عنوان عکاس تجاری در نیویارک فعالیت می‌کرد که خبری درباره یک‌ زندانی نوجوان محکوم به اعدام توجهش را جلب کرد.

داستان این زندانی، توشی را کنجکاو کرد و باعث شد به دیدار او برود. تصمیمی آنی که در نهایت مسیر حرفه‌ای‌ او را به‌طور کامل تغییر داد.

کازاما در ادامه از ۲۲ زندانی محکوم به اعدام عکاسی کرد؛ یک نفر در تایوان و بقیه در امریکا. برخی از این زندانیان بعدها اعدام شدند و برخی دیگر همچنان در زندان هستند. او با خانواده‌های قربانیان نیز دیدار کرده است.

او می‌گوید این تجربه‌ها باعث شده او به مخالف سرسخت مجازات اعدام تبدیل شود.

«یک پسر معمولی»

نخستین زندانی‌ که توجه کازاما را جلب کرد، یک مجرم نوجوان به نام مایکل شان بارنز بود که در سال ۱۹۹۶ در ایالت آلابامای امریکا در صف اعدام بود. مایکل در ۱۷سالگی دستگیر و به جرم قتل و تجاوز به اعدام با صندلی الکتریکی محکوم شده بود.

کازاما پس از خواندن این خبر در روزنامه٬ آن را دنبال کرد و بعد از تلاش‌های فراوان توانست مجوز ملاقات با بارنز در زندان را بگیرد.

او می‌گوید وقتی سرانجام با بارنز روبه‌رو شد، شگفت‌زده شد: «با خودم فکر می‌کردم قرار است با یک هیولا روبه‌رو شوم. اما پسری که مقابل من ظاهر شد، یک پسر معمولی بود که ممکن بود در هر جای دیگری ببینم.»

او افزود: «پیش از آن‌که از او عکس بگیرم، نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و سعی کردم با او دست بدهم.»

بارنز ضریب هوشی بسیار پایینی داشت و از ناتوانی شدید در یادگیری رنج می‌برد.

هیئت منصفه هنگام صدور حکم، حبس ابد بدون امکان آزادی مشروط را پیشنهاد کرده بود، اما قاضی به‌دلیل آنچه «بی‌رحمی بارنز نسبت به قربانیانش» خواند، حکم اعدام صادر کرد.

سرانجام در ۱۲ جون ۱۹۹۸، دادگاه با در نظر گرفتن شرایط تخفیف دهنده، حکم بارنز را به حبس ابد بدون امکان آزادی مشروط تغییر داد.

ابراز ندامت نمی‌کرد

شان سلرز، یکی از زندانیانی که به جرم قتل سه نفر محکوم شده بود و کازاما از او عکاسی کرده بود، در سال ۱۹۹۹ از کازاما خواست که «به‌عنوان شاهد» از طرف او در مراسم اجرای حکم اعدامش در ایالت اوکلاهما حضور یابد.

کازاما تصمیم گرفت شاهد اعدام سلرز نباشد اما در نامه‌ای به او نوشت که در لحظه‌ اجرای حکم به یادش خواهد بود.

روز ۴ فبروری همان سال، روزی که برای اجرای حکم اعدام تعیین شده بود، کازاما در آپارتمانش در نیویارک بیدار بود و به آنچه در زندان اوکلاهما می‌گذشت فکر می‌کرد.

او مراحل مختلف اعدام را این‌گونه توصیف می‌کند: نخست یک ماده کیمیاوی تزریق می‌شود، پنج دقیقه بعد ماده‌ دوم. اولی برای آرام کردن فرد است و دومی او را به خواب می‌برد. سومی که ساعت ۰۱:۱۰ تزریق می‌شود، ماده‌ کشنده‌ای است که تمام عضلات بدن را منقبض می‌کند.»

در عرض چند دقیقه٬ مرگ شان سلرز اعلام شد، اما کازاما به شدت تکان خورد و برای سه ماه مثل «مرده‌ای متحرک» بود.

او می‌گوید: «کاملا بی‌حس شده بودم. نمی‌توانستم هیچ کاری انجام بدهم. به‌شدت افسرده بودم.»

اندکی قبل از اجرای حکم اعدام، زمانی که سلرز را به تخت اعدام بسته بودند، میکروفونی در اختیارش گذاشتند تا آخرین حرف‌هایش را بزند.

کازاما می‌گوید: «او ابراز ندامت نمی‌کرد و همین باعث ناراحتی خانواده‌ مقتول شد.»

کازاما که با بسیاری از زندانیان محکوم به اعدام در ارتباط بوده، می‌گوید واقعیت این است که بسیاری از آن‌ها درباره‌ جرایم‌شان صحبت نمی‌کنند.

او می‌گوید با ناپلئون بیزلی نیز دیدار و از او عکاسی کرده بود. زندانی‌ که در سال ۲۰۰۲ به جرم قتل مردی ۶۳ ساله با تزریق مواد کشنده در تگزاس اعدام شد.

کازاما می‌گوید: «او با من در مورد اینکه قبل از اعدام چه غذایی می‌خواهد بخورد و چیزهایی از این دست حرف می‌زد. آن‌ها واقعا نمی‌توانند با واقعیت قتل روبه‌رو شوند.»

به گفته‌ کازاما، مردم اغلب این موضوع را درک نمی‌کنند و تعجب می‌کنند که چرا یک محکوم، در روزها یا ساعات پیش از اعدام، ابراز ندامت نمی‌کند.

قربانی جرم

کازاما در سال ۲۰۰۳ در نیویارک همراه دخترش در راه بازگشت به خانه بود که مورد حمله‌ یک فرد ناشناس قرار گرفت و ضربه‌ شدیدی به سرش خورد.

او به بی‌بی‌سی گفت: «من خودم قربانی جرم هستم. من مورد حمله قرار گرفتم. پنج روز در کما بودم و از آن بیرون آمدم.»

کازاما از آن زمان شنوایی‌ خود را از دست داده و دچار اختلال تعادل شده است. همچنین یک جای زخم دائمی روی سرش باقی مانده است.

او می‌گوید: «این زخم هرگز از بین نمی‌رود. با این حال می‌توانم نحوه نگاه خودم به آن حمله را تغییر دهم.»

توشی کازاما می‌گوید که برای کنار آمدن با این آسیب روحی، از افرادی مانند باد ولچ الهام گرفته است. مردی که دختر ۲۳ ساله‌اش، جولی ماری، در میان ۱۶۷ نفری بود که در بمب‌گذاری یک ساختمان فدرال در شهر اوکلاهما در سال ۱۹۹۵ کشته شدند.

آقای ولچ پس از مرگ دخترش ابتدا خشمگین و طرفدار مجازات اعدام بود. اما بعدها مسیرش را تغییر داد و به کارزار لغو این مجازات پیوست.

کازاما با قاطعیت معتقد است که مجازات اعدام در واقع کمکی به خانواده‌های قربانیان برای کنار آمدن با مرگ عزیزشان نمی‌کند و می‌خواهد این خانواده‌ها نوع دیگری از حمایت٬ از جمله حمایت مالی دریافت کنند.

او می‌گوید: «این خانواده‌های قربانیان هستند که بیشترین رنج را متحمل می‌شوند. اما مردم اغلب دچار سوءبرداشت می‌شوند و فکر می‌کند چون من خودم قربانی بوده‌ام، پس حتما باید دنبال انتقام‌گیری باشم. این یک ذهنیت عجیب و نادرست است که در جامعه وجود دارد.»

کازاما می‌گوید این نگرش، حمایت از مجازات اعدام را تقویت می‌کند.

«فقط یک قدم»

بزرگ‌ترین قدردانی از کار کازاما در سال ۲۰۰۵ صورت گرفت؛ زمانی که دیوان عالی ایالات متحده از عکس‌های او به‌عنوان سند در پرونده‌ مهم «روپر علیه سیمونز» استفاده کرد. در این حکم اعلام شد که اجرای مجازات اعدام برای افرادی که هنگام ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال داشته‌اند، خلاف قانون اساسی است.

کازاما می‌گوید: «خوشحالم که عکس‌ها تاثیر مثبتی داشتند.»

او افزود: «هنوز کارهای زیادی است که باید انجام بدهم. این فقط یک قدم است. آن زمان کمی احساس آرامش کردم، اما هرگز حس نکردم که این یک پیروزی باشد.»

تعاملات کازاما با نگهبانان زندان باعث شد متوجه شود کار با زندانیان محکوم به اعدام، برای آن‌ها نیز بار عاطفی سنگینی دارد.

او می‌گوید در نخستین بازدیدش از زندان آلاباما، نگهبانان را دید که در حال آمادگی برای اجرای حکم اعدام بودند.

این عکاس حرفه‌ای به بی‌بی‌سی گفت: «وقتی وارد اتاق اعدام شدم، بوی سوختن گوشت انسان به مشامم خورد.»

در کنار اتاق اعدام، محلی وجود دارد که زندانیان پیش از اجرای حکم در آن نگه داشته می‌شوند. کازاما می‌گوید هرگز چهره یک زندانی‌ را که آن‌جا ملاقات کرده بود، فراموش نمی‌کند: «نگهبانان می‌گفتند او مرده‌ متحرک است.»

نگهبانان همچنین از وظیفه‌ ناخوشایند جمع‌آوری بقایای سوخته‌ زندانیان پس از اعدام برایش گفته بودند.

پس از آن نخستین بازدید، کازاما در زندان‌های دیگر نیز از زندانیان محکوم به اعدام عکاسی کرد. او می‌گوید مسئولان زندان‌ها اغلب حرفی مشابه به او می‌زدند: «توشی، لطفا به تمام دنیا بگو، تا دیگر مجبور نباشیم انسان‌های بیشتری را بکشیم.»

در زندان‌های امریکا، صندلی‌های الکتریکی دو یا سه دکمه‌ فعال‌کننده دارند تا هیچ‌یک از مأموران اجرای حکم به‌تنهایی احساس مسئولیت مرگ زندانی را نداشته باشد.

به گفته‌ کازاما در جاپان مجازات اعدام با دار زدن اجرا می‌شود و در زندان‌های آنجا سه کلید برای باز کردن دریچه‌ای که محکوم از بالای آن می‌ایستد، وجود دارد، اما فقط یکی از آن‌ها فعال است؛ بنابرین نگهبانان نمی‌دانند کدام کلید دریچه را باز می‌کند.

سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۴ دست‌کم یک هزار و ۵۱۸ اعدام در جهان انجام شده که از این میان، ایران، عراق و عربستان سعودی در مجموع یک‌هزار و ۳۸۰ مورد و امریکا ۲۵ مورد را به خود اختصاص داده‌اند.

عفو بین‌الملل می‌گوید این آمار شامل هزاران نفری که گمان می‌رود در چین اعدام شده باشند نمی‌شود٬ چون این کشور آمار احکام اعدام را منتشر نمی‌کند.

مبارزه بعدی

یکی از زندانیانی که کازاما از او عکاسی کرده، کریستا پایک است. زنی که به قتل بی‌رحمانه یک زن ۱۹ ساله به نام کالین اسلمر در سال ۱۹۹۵ محکوم شد. کریستا در آن زمان ۱۸ سال داشت.

مقام‌های ایالت تنسی تاریخ ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ را برای اجرای حکم اعدام او تعیین کرده‌اند. در صورت اجرای این حکم، این نخستین اعدام یک زن در بیش از ۲۰۰ سال گذشته در این ایالت خواهد بود.

کازاما می‌گوید وقتی با او ملاقات کرد، شگفت‌زده شد: «او واقعا دختر شیرینی بود. باورم نمی‌شد که او قادر به انجام چنین کاری باشد. اما خودش می‌گوید که این کار را انجام داده است.»

به گفته‌ کازاما، پایک تاکنون ابزار ندامت نکرده است.

او می‌گوید سال‌هاست با پایک صحبت نکرده، اما خبر تعیین زمان اجرای حکم اعدامش باعث شده عمیقا به وضعیت او فکر کند.

توشی کازاما می‌گوید که می‌خواهد به‌ نحوی برای تعلیق اجرای حکم او تلاش کند: «باید با وکیل مدافع فعلی‌اش صحبت کنم تا ببینم بهترین راه برای نجات او از اعدام چیست.»